تبليغاتX
شک، شوکِ!
searchlight

I always love flying in the sky
The peak of flight sky
But I'm very sick
Do not feel for flight
There is someone to save me from this feeling fall


پانوشت:

- شديدا سرماخوردم My Language عوض شده، كلا دچار هنگم

- اگه از نوع A بود حلالم كنيد بار گران بوديم كه هستيم چو نامهربان بوديم ،صددرصد نيستيم

- وصيت ميكنم : آدرينا از من پيتزا طلب داره كه آنه به جاي من اين وصيت رو ادا ميكنه

- البته آدرينا يه دوربين canon نميدونم چي قراره برام بگيره ، لطف كنه دوربين رو برام بياره بهشت مي خوام اونجا از هوري ها عكس بگيرم

- در ضمن عليرضا وكيل منه
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 19:51  توسط پویان محمدی  | 

آنچه گذشت: باز هم همون حرفهايي كه 2تا پست قبل گفتم رو همينجا يادآوري مي كنم بريد همونجا بخونيد همون آهنگ فيلم ، تصميم، بريدن ،جرعه جرعه، اشتراك گذاري، حض وافر ديگه.

دومين آهنگ:

فيلم: روز سوم                                 The Third Day

ساخته: محمد حسين لطيفي                     M.H.Latifi

آهنگساز: عليرضا كهنديري                    A.R.Kohandiri

تعداد ستاره: فوق العاده زياد                           دانلود


پانوشت:

- بعضي ها باز نگن مطلب نداشت آهنگ گذاشت


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 1:25  توسط پویان محمدی  | 



نميدونم تا حالا با Googel Trends كار كرديد يا نه؟

در اين امكان سايت گوگل شما مي تونيد بفهميد كه يه كلمه كجا و كي بيشتر سرچ شده

ديروز همينجوري الكي رفتم تا يكسري آمار جمع كنم تا اطلاعاتم بره بالا، اولش هر كلمه اي كه زدم اين علامت تهوع آور ميومد(همين مشترك گرامي ...) چون جزء كلمات ممنوع بوده و شامل  چي چي تر مي شده بعدش بنده مجبور شدم برم از چيز شكن استفاده كنم خلاصه جونم واستون بگه شروع كردم يه سري از اين كلمات بي تربيتي و بي ناموسي رو زدم تا ببينم كي چي كاره است و كي چي كاره نيست كه به نتايج جالبي رسيدم.

- نتيجه اول اينكه استان قم در تمام اين كلمات بي تربيتي مقام اول و يا دوم را داشته و اين نشان دهنده اين است كه شهر قم چقدر مذهبي است.البته شايان ذكر است استان مشهد نيز پاي ثابت اين كلمات بوده و جزء 10 شهر بي ادب مي باشد.

- استان يزد عاشقترين استان ايران است و بي اندازه در جستجوي Love و عشق بوده اند.

- كرماني ها هم نسبت به بقيه علاقه زيادي دارن تا ازدواج كنن البته توي جستجوي طلاق هم صدر جدولن

- قمي ها هم خانواده دوستن چون كه اونا هم دنبال ازدواجن، البته از نوع موقتش

- باز هم يزدي ها اول شدند چون بيشتر از بقيه دنبال كليپ هاي بي تربيتي مي گشتن.

- مردم بندرعباس خيلي تمايل دارنند تا زبانهاي خارجي ياد بگيرنند.

- در زمينه پيدا كردن جوك اهالي مشهد گوي سبقت ربودن تا توي جمع هاي خانوادگي كم نيارن

- قزويني ها هم توجه زيادي به عكس دارن فرقي نمي كنه تو چه زمينه اي همه چي، حتي بي ادبي

- در مورد ورزش: بندرعباس در فوتبال ،يزد در واليبال و اهواز در بسكتبال اول شدن

- بابلي ها دنبال محمدرضا گلزار ميگشتن،  اردبيلي ها هم دنبال مهناز افشار

پانوشت:

- شما هم برويد و جستجو كنيد تا اطلاعاتتون برود بالا[علامت اطلاعات در اوج ابرها]

- ايول استان قم

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 1:20  توسط پویان محمدی  | 



تصميم گرفتم چندتا از اين آهنگ هايي كه از فيلم ها بريدم و خيلي دوستشون دارم رو واسه دانلود بزارم تا شما هم همچين دو دندونه بهره ببريد.

اولين آهنگ:

فيلم: ديشب باباتو ديدم آيدا       Ayda،Last night I saw your father

ساخته: رسول صدر عاملي                                    R.Sadr Ameli

آهنگساز: فريبرز لاچيني                                     Fariborz Lachini

تعداد ستاره: خيلي زياد                                                دانلود


پانوشت:

- پانوشتم كجا بود ساعت 1 بامداد

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 1:0  توسط پویان محمدی  | 



کاریکلماتور:

هوا سرد شده؛ پاپوش واسَت درست کنم یا کلاه سَرَت بگذارم؟!


پانوشت:

-  عجيب سرد شده هوا، نازنين

سيم ،خار و سيمان ،هر سه اسير و در بند(حال و روز امروز ماست)

- دو تا آهنگ از مرحوم افشين مقدم خيلي قشنگه گذشته  و زمستون

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 1:51  توسط پویان محمدی  | 


روز – داخلي – تيمارستان امين آباد

"براي فيلم باغ فردوس پنج بعدازظهر سيامك شايقي در امين آباد فيلم برداري داشتيم. در بخش كه خانم ها رو نگه داري ميكردند، كار ميكرديم.

در روز دو نوبت به اين بخت برگشتگان داروهايي تزريق مي كردند كه آرام شوند.يك دختر و يك زن ميانسال بيشتر از ديگران توجه مرا جلب كرده بودند.دخترك حدود 20 سال داشت.باخودش حرف ميزد. راه مي رفت و ناگهان گوشه اي از ترس كز مي كرد و كمك مي خواست....بعد مي خنديد و قهقهه مي زد.از مسوول بخش پرسيدم: ماجراي اين دختر چيست؟

گفت: پدرش ،برادرش و دايي اش به او تجاوز كرده اند."

ديگه نتونستم ادامه كتاب رو بخونم براي چند دقيقه قفل شده بودم فقط لبم رو مي گزيدم ،مات و مبهوت بودم چطور تونستن همچين كاري بكنن.

مطمئنا رضا كيانيان هم حس و حال خوانندگان كتابش رو پيش بيني كرده بود و ديگه ميلي به ادامه ماجرا نشون نداده و بسنده كرده به اين جمله" كافي بود. ديگر نمي خواستم بقيه ي ماجرا رو بشنوم"
كجاي اين مردم نازنينن كه باعث شده رضا كيانيان اسم كتابش رو بزاره" اين مردم نازنين"
كجاي اين ماجرا حركتي نازنين ديده ميشه كه علت اسم كتاب باشه

درسته آقا رضاي ما اسم كتاب رو از روي اين ماجرا برنداشته و ماجراهاي قشنگ هم توي كتاب هست ولي وقتي به اين قسمت داستان مي رسي تمام داستانهاي قشنگ به كنار ميره و چهره خيالي اون دختر توي ذهنت نقش مي بنده و چقدر زشت و تنفرآميز ميشه اين اسم.

از هر زاويه اي اين مردم ما رو نگاه كني مي توني بفهمي كه اصلا هم نازنين نيستن و اين يه حقيقته و ما بايد عادت كنيم به اينگونه ماجراها، تازه ابتداي خطه ، ماراتن نفس گيري خواهيم داشت................


پانوشت:
-    آرامش دنياشون رو كه گرفتيد ديگه از سنگ قبرشون چي مي خواهيد. ادعا مي كنيد مسلمانيد بخدا كه كافر پيش خدا از شما عزيزتره.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 0:42  توسط پویان محمدی  | 

خدايا فاصله ات تا من خودت گفتي كه كوتاهه

كجايي كه خيلي بي تو دلتنگم 


پانوشت:

- حس غريبي داره آدم توي اين روزا، مثل هواي تهرانه، گاه ابري و باراني ، گاه گرم و آفتابي

- راستي روز جهاني مبارزه با استكبار مبارك اينجا و اينجا

- خوندنش خالي از لطف نيست اشعار قشنگي داره حامد آقا 


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 23:49  توسط پویان محمدی  | 

دارم مگسي كه با كلي زحمت از توي نون پيدا كردم رو به نانوا نشون ميدم و عاجزانه درخواست مي كنم كه نظارت بيشتر روي بهداشت نانوايي صورت بگيرد و كلي نكات بهداشتي رو يادآور شدم كه مريض ميشيم ، ميميريم و از اين حرفا.

نانوا بعد گوش دادن به نطق بنده فرمودند كه اي بابا كجاي كاري هفته اي نيست كه ما از توي اين كيسه آردها موش پيدا نكنيم.

برو كلاهتو بنداز هوا موش ، سوسك ، مارمولك توي آرد پيدا ميشه كاملا عاديه، بعد تو امدي به مگس گير ميدي هر وقت چيزه غير طبيعي پيدا كردي بيا خبر بده


پانوشت:

- روي صحبتم با تويي كه كامنت خصوصي ميزاري ، توجه داشته باش كه اگه مي خواستم سوء استفاده كنم خيلي برام راحت بود. راحت تر از اوني كه حتي فكر شو بكني. چشماتو باز كن و يادت باشه كه قبلا چيا بهت گفتم. در ضمن توام برو كلاهتو بنداز هوا


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 23:59  توسط پویان محمدی  | 

دم بود نایی و من دردم دم هستم نی         بند بندم همگی پر بود از نغمه ی وی

هر دم از دم بزند اتشم اندر رگ و پی           عشق دم گاه به رومم کشد و گاه به ری

                               گاه اندر عرب اندازد و گاهی عجمم


یارب این نای و نی ما و من دمدمه چیست؟   دم به دم می دمد و صاحب دم پیدا نیست

پر صدا کرده جهان را ز منم این من کیست؟    منم این صاحب دم یا من او هر دو یکیست

                              او منم یا منم او یا بود از او منم


منم ان ذات که در عین صفات امده ام           از حضور شه شیرین حرکات امده ام

خضر راه حقم و از ظلمات امده ام                گمراهان را هله از بهر نجات امده ام

                         ای بسا مرده که یک دم شود احیا ز دمم


من که از باده خم هو هو مخمورم                نیست جز دردی کشی چیز دگر منظورم

من ز هفتاد و دو ملت ز حقیقت دورم            بر سر دار انا الحق زنم و منصورم

                               خصم اگر سنگ ببارد به سرم نیست غمم

                                                                                                   مقدس فاني


پانوشت:

- اين شعر خيلي قشنگ و دل نشين 

- و خيلي قشنگ تر ميشه اگه با صداي فرمان فتحليان گوش بديد

- آلبومش 3 هفته اي امده تو بازار داره تموم ميشه تا از دست نرفته بجنبيد

-آلبوم مست و خراب

- در ضمن اين يك تبليغ نيست اطلاع رساني است

- شعر قشنگ مقدس فاني

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 1:22  توسط پویان محمدی  | 

امروز برای خرید کردن وارد یکی از مغازه شهر تهران شدم ورود من همانا و شنیدن این دیالوگ همانا" تو می دونی وقتی گردان بره خط گروهان برگرده یعنی چی؟گروهان بره دسته برگرده یعنی چی؟دسته بره تیم برگرده یعنی چی؟تیم بره نفر برگرده یعنی چی؟"

ماهم که دیوانه ابراهیم(حاتمی کیا)،پرویز(پرستویی)،آژانس(شیشه ای) بست ایستادیم در مغازه طرف تا فیلم رو برای چند دهمین بار ببینم وقتی به خودم امدم،نگاه غضبناک صاحب مغازه رو دیدم که حاکی از توقف بیجا مانع کسب است بود البته به شکل خیلی بی ادبانه تر.

بنده هم نهایت ادب رو به خرج دادم و یک عذرخواهی بزرگ ارائه کردم. ولی آی چسبیدا خیلی حال کردم.

پانوشت:

- تو یکی از این فیلمهای شبکه ۱ شخصیت روشنفکر فیلم به اون یکی میگه "اینجا گروه نداریم همه تابع فرمانده ایم"

- چقدر این روزا این دیالوگ کلیشه ای رو می شنویم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 1:28  توسط پویان محمدی  |